مطالعه تحولات کالبدی و کارکردی مبادی ورودی شهری

قسمتی از متن پایان نامه :

سلسله مراتب کارکردی  مکانی ورودی ها

2-10-1. حوزه های فضای ورودی شهر

فضای ورودی شهرها یک مسیر حرکتی می باشد که جریان ورود به شهر را میسر می سازد. مسیر حرکتی قابل تفکیک به سه حوزه با ویژگی های خاص خود می باشد. در این جریان با عبور از داخل فضایی با خصوصیت مستقل، سلسله مراتب فضاهای مجزا قابل تشخیص و ادراک می باشد و در مجموع کل بهم پیوسته ای را تشکیل می دهند؛ حوزه میانی را می توان به عنوان حوزه حد واسط که هویت کاملا مستقل دارد در نظر گرفت. این حوزه در واقع به عنوان بزرگ ترین و موثرترین حوزه در تبدیل سکانس ها به یکدیگر تأثیر مهمی را در فضای ورودی شهر اعمال می کند. این حوزه با استقرار بر روی مرز بیرون و درون شهر و دادن فرصت کافی برای تبدیل بیرون و درون به یکدیگر، به تفسیر رفتار در دو طرف ورودی کمک می کند. حوزه های کناری به عنوان حوزه های نیمه مستقل در مجموع فضاهای ورودی اقدام می کنند. حوزه اول با حوزه خارجی با ویژگی های طبیعی بیشتر ناظر را آماده ورود به حوزه حد واسط می کند. این آمادگی برای ورود، با ملاحظه تغییراتی در بافت حاشیه(رویت کارخانجات و. . . . . . ) و یا تغییر آهنگ حرکت وسایط نقلیه انجام می شود. در واقع این حوزه تأثیر ارتباط اولیه بیرون و طبیعت را به حوزه میانی و در نهایت با پدیده شهر فراهم می کند.

پس از حوزه دوم یعنی حوزه میانی، حوزه نیمه مستقل دیگری به نام حوزه داخلی ناظر را آماده ورود به شهر می کند. این حوزه با ویژگی های مصنوعی بیشتر ارتباط حوزه حد واسط را با عناصر مصنوعی شهر میسر می سازد و در واقع تداوم حس نزدیک شدن به شهر که در حوزه حد واسط هست به حس حضور در شهر در این حوزه تبدیل می گردد (خادمی و دیگران، 1388، ص87).

  زیبا شناسی و نظریه های آن

اگر چه در ادبیات معاصر، واژه زیبایی شناسی، در دوران جدید و در قرن هجدهم اولین بار، توسط الکساندر گوتلیب بومکارتنر(1762-1714) استعمال گردید، اما با عنایت به معنای آن که به هر حال به “درک بشر” و “زیبایی یک پدیده” مربوط می گردد، قاطعانه می توان گفت که علی رغم جدید بودن واژه، موضوع ابداً جدید نبوده و می توان برای آن قدمتی، معادل عمر بشر قائل گردید.

مروری بر ادبیات زیباشناسی شهری در نیم قرن اخیر نشان می دهد چگونه مباحث زیبایی شناسی، از مقوله ای با تاکیدات بصری / هنری به مقوله ای با گرایش های ادراکی / معنایی تغییرجهت داده می باشد؛ یعنی تغییر از سبک پیتورسک به گرایشات معناشناسانه در زیباشناسی شهری.

پیتورسک با تاکیدی معمارانه بر جنبه های بصری/ هنری منظر مانند در نظر داشتن کثرت و تنوع، مقیاسی انسانی، طبیعت گرایی و نظمی ارگانیک در فرم و ترکیب رنگ، توسط افرادی زیرا زیته[1]، گیبرد[2]، و هالپرین[3]، رواج می یابد. متاثر از همین دیدگاه و جنبش های هنری بعد از جنگ جهانی دوم، جنبش منظر شهری توسط سر دبیر مجله آرشیتکتورال ری ویو مطرح می گردد. بر خلاف مدرن گرایانی که معماری شی گونه را تبلیغ می کنند، گوردن کالن مسئول بخش شهری همین مجله، به “هند ارتباطات” اهمیت می دهد، تجربه مکان را با حرکت در هم می آمیزد و دیدهای متوالی از محیط شهری را مطرح می کند. رویکرد  کالن  علیرغم  بداعتش در زمینه  ادراک  زیبایی در حین  حرکت، به دلیل تاکید بر جنبه های ادراکی / احساسی شخصی از تجربه منظر شهری مورد بهره گیری قرار می گیرد.

[1] sitte

[2] Gibberd

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[3] Halprin

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

مسیر ورودی موردنظر به لحاظ استقرار انواع کاربری های سازگار و ناسازگار در چه وضعیتی قرار دارد؟

2–  چه عواملی سبب تحول کالبدی و کارکردی در ورودی مورد نظر شده اند؟

3– وضعیت عناصر کالبدی و کیفیت های محیطی موجود در مبادی ورودی غربی شهربندرانزلی چگونه می باشد؟

4راهکارها وپیشنهادات ساماندهی ورودی مورد نظر کدامند؟

 

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه