عنوان کامل پایان نامه :

 ارتباط به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی و تعدیل متغیر فرصت رشد در بازار سرمایه ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

2-4-3 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه

طبق دیدگاه سنتی حسابداری، سرمایه­گذاران کوچک (عموماً کم اطلاع) نیاز به طرفداری دارند. این دیدگاه احتمالاً از این واقعیت ناشی شده‌می باشد که در بازار سرمایه نابرابری هست، اما نیاز به مقررات جهت تعدیل چنین نابرابریهایی، معمولاً با عباراتی مبهم، ساده و پدرمآبانه اظهار شده‌می باشد. همچنین گفته شده‌می باشد سرمایه­گذاران کوچک تحت سلطه افراد دارای اطلاعات محرمانه (درون سازمانی­ها) می­باشند. این دلیل که وضع مقررات به مقصود مصون بودن سرمایه­گذاران کوچک پیش روی خطرات دزدی و کلاهبرداری می باشد، قانع­کننده نیست. به طوری که اظهار کردن دلیل مذکور به عنوان لزوم وجود مقررات، به گونه چشمگیری علاقه محققین حسابداری و اقتصاد را برای پژوهش در زمینه موضوعات مرتبط با مساوات، کم­رنگ کرده می باشد.

آقای روس[1] 1979 ضمن رد دلیل فوق، عنوان نموده می باشد که:

شناسایی و تفکیک منافع برابری مقررات افشاء، بین افراد برون سازمانی و درون سازمانی مشکل می باشد. به نظر می­رسد جدال بر سر چنین منافعی از این دیدگاه سنتی سرچشمه گرفته می باشد که افراد درون سازمانی مسلط بر افراد برون­سازمانی هستند و لذا افراد برون سازمانی نیاز به طرفداری دارند.

مساواتی که در این اینجا بحث می­گردد از دیدگاهی کاملاً متفاوت ناشی می­گردد. اصل این تفکر این می باشد که سرمایه­گذاران از مرز بی­دفاعی فاصله زیادی دارند. حقیقتاً سرمایه­گذاران کم­اطلاع، ابزارهای متنوع و گسترده­ای در اختیار دارند تا بتواند خود را پیش روی استثمار (تسلط) سرمایه­گذاران مطلع حفظ نمایند. مثلاً سرمایه­گذاران کم­اطلاع با حداقل کردن معامله با سرمایه­گذاران مطلع می­توانند از خود دفاع کنند. راهکار دیگر این می باشد که سرمایه­گذاران کم اطلاع می­توانند گروههای خاصی از افراد درون سازمانی نظیر مدیران که دارای اطلاعات محرمانه هستند را شناسایی کنند و از طریق مقررات قانونی و انعقاد قرارداد، آنها را از معامله اوراق بهادار شرکت منع نمایند. نهایتاً، سرمایه‌گذاران کم­اطلاع با گمان اینکه عدم تقارن اطلاعات به گونه فاحش هست، ممکن می باشد از معامله اوراق بهادار خاصی صرفنظر کنند یا کلاً از بازار سهام خارج شوند. نکته قابل تامل این می باشد که هر یک از این ابزارهای حمایتی (راه حل­ها) برای هر دوی سرمایه­گذاران مطلع و کم­اطلاع و همچنین برای کل اقتصاد پرهزینه می باشد، زیرا نگهداری اوراق بهادار برای مدت طولانی، موجب می­گردد که سرمایه­گذاران نتوانند از منافع تغییر پرتفو که در نتیجه تغییر شرایط اقتصادی لازم می گردد، بهره گیری نمایند. همچنین، منع مدیران از معامله اوراق بهادار شرکت خودشان، منافع حاصل از مالکیت چنین سهامهایی را کاهش می­دهد. این محدودیت­ها به نوبه خود سودمندی مالکیت سهام توسط مدیریت را در مسیر منافع مالکین و مدیران (کاهش هزینه­های نمایندگی) محدود می­سازد. خروج طیف زیادی از سهامداران کم اطلاع از بازار، سهامداران مطلع را از منافع سرشکن­شدن هزینه­های گزاف تهیه اطلاعات، محروم می­کند و به موجب آن انگیزه برای تولید اطلاعات کاهش می­یابد. بعلاوه، اقتصاد را از منافع توزیع ریسک و تخصیص منابع توسط بازارهای بزرگ و کارآی سرمایه محروم خواهد نمود. پس در اینجا بایستی نگرانی خود را به سوی نابرابری در بازار سرمایه معطوف نمائیم.پیامدهای اقتصادی ابزارهای حمایتی اتخاذ شده توسط سرمایه­گذاران کم­اطلاع، هنگام رویارویی با سرمایه‌گذاران مطلع، توسط مدل‌های اخیر که در ارتباط با ساختار بازار سرمایه هستند به خوبی تشریح می گردد. این مدلها بین عدم تقارن اطلاعات (نابرابری) و ویژگی­های بازار همچون هزینه معاملات، حجم معاملات و منافع اجتماعی معاملات، ارتباط مستقیمی مستقر می­کنند. بعنوان مثال مدل (1985) میلگروم و گلوستن [2] را در نظر بگیرید. در این مدل، رفتار «کارگزار مخصوص» (بازار ساز)، که خریداران و فروشندگان اوراق بهادار را با یکدیگر مطابقت می­دهد، مورد مطالعه قرار گرفته می باشد. بازارساز با دو گروه از معامله­گران مواجه می باشد، یکی سرمایه­گذاران مطلع که بهتر از وی راجع به یک شرکت خاص اطلاع دارند و دیگری سرمایه­گذارانی که نقدینگی بالایی دارند و کمتر از بازارساز اطلاعات دارند و یا  بایستی بدلیل فشار ناشی از نیازهای نقدینگی، دست به معامله بزنند. اساساً بازارساز، مانند هر فرد دیگری در بازار معمولاً به واسطه معامله با سرمایه­گذاران مطلع­تر ضرر می­کند، زیرا این­گونه سرمایه­گذاران با بازارساز معامله خواهند نمود مگر آنکه قیمت‌های اعلام شده نسبت به اطلاعات آنها مطلوب­تر باشد. پس بازارساز بایستی این زیانها را بوسیله سودهای معامله با معامله­گرانی که نیاز به نقدینگی دارند و یا مطلع نیستند، جبران نماید. توازن این سود یا زیان با ایجاد یک بازار خرید و فروش (پیشنهاد و درخواست) مناسب، دست­یافتنی می باشد. پس این بازار خرید و فروش، یک مکانیزم دفاعی پیش روی زیانهای مورد انتظار بازارسازها (در برابر سرمایه­گذاران آگاه­تر) می باشد.

در بازارهای سرمایه­ای که تعداد افراد دارای اطلاعات محرمانه زیاد هستند و یا این افراد از مزیت اطلاعاتی بالایی برخوردار می­باشند، احتمال عدم تقارن اطلاعات یا نابرابری افزایش می­یابد. اندازه بازار به نوبه خود، هزینه معاملات اوراق بهادار را تحت تاثیر قرار می­دهد. پس وسعت عدم تقارن اطلاعات، با اندازه هزینه­های معامله ارتباط مستقیم خواهد داشت.

بر اساس تحلیل­های تئوریک و شواهد تجربی، افزایش عدم تقارن یا نابرابری اطلاعات، با کاهش تعداد معامله­گران، هزینه­های زیاد معاملات، نقدینگی پائین اوراق بهادار و حجم کم معاملات ارتباط دارد و در مجموع منجر به کاهش سودهای اجتماعی ناشی از معامله می­گردد. در ادامه استدلال می­گردد که بایستی هدف مقررات افشاء، تعدیل اثرات نامطلوب ناشی از نابرابری در بازار سرمایه باشد.

1- Ross,1979

[2]-Glosten & Milgrom

سوالات یا اهداف پایان نامه :

1-5- اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف کلی

ارتباط بین به موقع بودن سود با عدم تقارن اطلاعاتی و تعدیل متغیر فرصت رشد در بازار سرمایه ایران.

1-5-2 اهداف علمی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سنجش به موقع بودن  در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

سنجش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

سنجش تاثیر گذاری متغیر تعدیل گر فرصت رشد بین متغیر مستقل و متغیر وابسته در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

1-5-3 اهداف کاربردی

1- نتایج این پژوهش می‌تواند مورد بهره گیری گزارشگران مالی و دست اندرکاران برای آگاهی بیشتر از اهمیت سود قرار گیرد تا نسبت به بازنگری در نحوه اطلاع رسانی و همچنین اصلاح شیوه‌های تصمیم‌گیری از طریق آموزش‌های مقتضی اقدام کنند.

2- ضرورت انجام این پژوهش پیشبرد شرایط اقتصادی و شناخت بهتر شرایط موجود و کمک به فرآیند تصمیم‌گیری می‌باشد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری